على محمدى خراسانى
197
شرح منطق مظفر (فارسى)
تمرينات باب قياس در پايان مباحث باب قياس ، هيجده امر را به عنوان تمرينات اين باب مطرح مىكنند : تمرين 1 . از جمله مباحث دقيقى كه در ميان فلاسفه مطرح است مسئلهء وجود ذهنى است عدهاى منكرين وجود ذهنى هستند و عدهاى مثبت آن ، منكرنى براى اثبات مدعاى خود دلايلى دارند كه از جملهء آنها اين دليل است : اگر ماهيات و حقايق ، در محيط ذهن موجود باشند لازمهاش آن است كه ذهن ما با تصور و ادراك حرارت ، گرم و با تصور برودت ، سرد و با تصور شىء مستقيم ، راست و با تصور شىء مستدير ، گرد و با تصور شىء عظيمى مثل كوه دماوند ، فراخ و يا تصور شىء كوچك ، تنگ و . . . شود ( چون وجود ، منشأ اثر است و اگر اين امور در ذهن تصور شوند بايد تأثيرات مذكور را داشته باشند ) ولى اين لازم باطل است ، زيرا واقعا كسى با تصور گرما ، گرم و با تصور سرما ، خنك و با تصور سيرى ، سير و . . . نشده و نخواهد شد ، پس ملزوم ( وجود ذهنى داشتن ) نيز باطل مىگردد . در اينجا هدف ما از اين تمرين آن است كه مشخص كنيد : اين استدلال ، كدام نوع از انواع استدلال منطقى است ؟ و با نظم و ترتيب منطقى آن را بيان كنيد . حلّ تمرين . امّا تنظيم : « لو كانت الماهيات موجودة في الذهن لكان الذهن حارا و باردا و . . . » صغرى « و لكن الذهن لا يكون حارا و باردا مع ادراك هذه الامور » كبرى « فالماهيات ليست بموجودة في الذهن » نتيجه و امّا نوع : اين استدلال از نوع قياس استثنايى اتصالى است كه از راه استثناء نقيض تالى ، نقيض مقدم را نتيجه مىگيريم . تمرين 2 . يكى از مباحث دقيق در علم كلام ، مسئلهء علم خداوند است كه در اين رابطه اقوال و نظريات فراوانى از سوى حكما عرضه شده و نوع فلاسفهء الهى يكى از صفات كماليه و جماليه خداوند را علم او مىدانند و جهت اثبات آن دلايلى دارند كه يكى از ادّلهء آنها تمسك به قاعدهء زير است : « فاقد شيئى معطى شيئى نمىشود » ، و به قول شاعر پارسىزبان : ذات نايافته از هستىبخش * كى تواند كه شود هستىبخش ؟